+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:31  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 20:33  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 19:33  توسط مسلم
|
خدایا زخم هایم را تو دوا کن دعا های هر شبم را تو روا کن
بیابنگر تو حال زار من را دل بشکسته و غمگین من را
خدایا باز خنجر از پشت خردم ز نامردی های نارفیقان ٬ مردم
خدایا من شکستم ذره ٬ ذره ولی هرگز بر نداشتم ٬ سر از سجده
خدایا تو دانی غم هایم فراوان است تو دانی در دلم آشفته بازار است
خدایا درد های ناگفته فراوان رازها و بغض های نشکسته فراوان
خدایا درد و رنجم را تو دانی مکرر پشت پاه خردن هایم را تو دانی
تو دانی در رفاقت ها یکرنگم نه اهل بی وفای ٬ نه اهل جنگم
تو دیدی ٬ یا علی گفتن های من را در رفاقت جان دادن های من را
پس کمک کن باز در رفاقت ها مرد باشم در میان نارفیقان خنجر به دست ٬ تنها نباشم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:19  توسط مسلم
|
چقدر دلم مي خواد با يكي حرف بزنم
اما چه كنم ديگه كسي نيست عادت كردم حرفامو تو دلم نگه دارم
شايد بگين خداهست با اون حرف بزن درسته
همه هستي ام خداست حرفامو به اون نگم پس به كي بگم تنها كسيه كه
حوصله شنيدن حرفاي منو داره اما انسان نياز داره با يكي مثل خودش حرف بزنه يكي كه دركش كنه يه جورايي مثل خودش باشه دردايي كه داري اون تجربه كرده باشه بفهمه كه چي مي گي .
اما هيچ كس دور و بر من نيست كه دركم كنه كسي نيست كه حوصله شنيدن حرفاي منو داشته باشه هيچ كس .
مي دونيد من تمام حرفا مو با خودم ميزنم اگه دلم تنگ ميشه اگه خوشحال ميشم اگه ناراحت همه و همه رو به خودم ميگم با خودم گريه ميكنم ميخندم و..........چه قدر سخته كه دور و برت شلوغ باشه اما احساس تنهايي كني
منم يكي از اون ادمام دور برم شلوغه اما توي اين شلوغي احساس تنهايي ميكنم هميشه با خودم ميگم:
الهي وَ ربِّي مَنْ ليِ غَيْرٌكْ
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:15  توسط مسلم
|
مي خواهم بميرم
ميخواهم يك ميليارد بار بميرم
و در جهاني برخيزم
كه همسايگان يكديگر ا بشناسند
و مردم همه رنگها را دوست بدارند .
مي خواهم در جهاني برخيزم
كه عشق ، به قيمت لبخند باشد .
مردان نميرند . زنان ،نگريند .
وهمه كودكان ،پدران خود را بشناسند.
عدالت باغي باشد كه مردم در ان سيب هاي يكسان بخورند
يكسان زندگي كنند
و يكسان بميرند .
مي خواهم در جهاني برخيزم كه هيچ انساني بيش از يك بار نميرد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:14  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:7  توسط مسلم
|
وقتی.........................................................................
وقتي مي خواي بخندي اينقدر آروم بخند که غم از خواب بيدار نشه و وقتي داري گريه مي کني آروم گريه کن که شادي نا اميد نشه
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد.
دوست داشتن هميشه گفتني نيست گاه نگاه است و سکوت
جواني را دوست دارم بخاطر نادانيش گل را دوست دارم بخاطر زيبايش شب را دوست دارم بخاطر تنهايش تورا دوست دارم ولي نمي دانم چرا؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:2  توسط مسلم
|
می رسد روزی که بی من زندگی را سر کنی
مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 2:0  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:56  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:50  توسط مسلم
|
میدونی وقتی یه نفر رو
دوست داشته باشی
چی میشه........؟
قلب و دلت میشه مال اون
حالا میدونی اگه اون تو رو ترکت کنه
چی برات می مونه ...؟
یه دل شکسته
یه قلب پاره پاره
................
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:44  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:36  توسط مسلم
|
kasi ke ba on khandidei shayad faramoshesh koni ama kasi ke ba on gerye kardi hichvaght faramosh nemikoni



نظر یادت نره رفت هم که
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:31  توسط مسلم
|
hich vaght del be kasi naband… chon in donya in ghad kochike ke toosh do ta del kenare ham ja nemishe ...vali age del basti…… hich vaght azash joda nasho chon in donya inghad bozorge ke dige peidash nemikoni
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:27  توسط مسلم
|
age yekio didi ke vaghti dari rad mishi barmigardeo negahet mikone bed0on barash mohemi age yekio didi ke vaghti dari miofti barmigardeo ba ajale miad be samtet bed0on barash azizi age yekio didi ke vaghti dari mikhandi barmigarde negahet mikone bed0on vasash ghashangi age yekio didi ke vaghti dari gerye mikoni miad bahat ashk mirize bed0on d0ostet dare va age ye vaght yekio didi ke vaghti dari ba yeki dige harf mizani tarket mikone bed0on asheghete !!
چقدر سخته
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:26  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 0:59  توسط مسلم
|
بد ترين درد اين نيست که عشقت بميره.....بدترين درد اين نيست که به اوني که دوستش داري نرسي.....بدترين درد اين نيست که عشقت بهت نارو بزنه..........بدترين درد اين نيست که عشقت ندونه دوستش داري
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 0:56  توسط مسلم
|
همه گنهکارند
خورشيد ميتابد تا گناهان دريا را به صورت بخار به آسمان بفرستد
گناهان دريا شکل ابر به خود ميگيرند تا گناهان خورشيد را بپوشانند
ابرها از فطرط گناه ميگريند تا گناهان زمين را بشويند
تو هم گريه کن تا شايد سرشک گناهانت همراه با گريه ابرها به دريا ريزد
همه گنهکارند 


+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 0:52  توسط مسلم
|
یکی بود یکی نبود یه پرنده خسته بود
مث تنهایی ماه تو خودش نشسته بود
تو چشاش سفره ی درد خالی از اطلسی بود
تو گلوش هر چی که بود رنگ دلواپسی بود
اون پرنده که صداش مث دریا آبی بود
تو گلوش بغض بهار شبای مهتابی بود
شبای ستاره ها شب روشن بهار
شبای خنده ی گل تو دشت سبزه زار
عاقبت پر زد و رفت اون پرنده پر کشید
از رو کوه یخ گذشت تا به شهر گل رسید
فارغ از هرچه که بود مرغ ما خسته نبود
روی شاخه ی بهار با یه گل نشسته بود
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 0:50  توسط مسلم
|
کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
با نظری که میدهید به زندگی من گرما میبخشید
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 1:16  توسط مسلم
|
سازندهترين كلمه
گذشت است ... آن را تمرين كن
پرمعنيترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر
عميقترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه.
بي رحمترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش.
سركشترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن.
خودخواهانهترين كلمه من است... از آن حذر كن.
ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر.
بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن.
با نشاطترين كلمه کار است ... به آن بپرداز.
پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش
سازنده ترين كلمه صبز است... براي داشتنش دعا كن.
روشن ترين كلمه امید است... به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين كلمه حسرت است ... آن را نخور.
تواناترين كلمه دانش است .... آن را فراگير
محكم ترين كلمه پشتکار است ... آن را داشته باش.
سمي ترين كلمه شانس است ... به اميد ان نباش.
لطيف ترين كلمه لبخند است ... آن را حفظ كن.
ضروري ترين كلمه تفاهم است ... آن را ايجاد كن.
سالمترين كلمه سلامتی است ... به آن اهميت بده.
اصلي ترين كلمه اعتماد است .... به آن اعتماد كن.
دوستانه ترين كلمه رفاقت است.... از آن سوء استفاده نكن.
زيباترين كلمه راستی است ... با آن رو راست باش.
زشت ترين كلمه دورویی است ... يك رنگ باش.
ويرانگر ترين كلمه تمسخر است ... دوست داري با تو چنين شود؟
موقررترين كلمه احترام است .... برايش ارزش قايل شود.
آرامترين كلمه آرامش است ... به آن برس.
عاقلانه ترين كلمه احتیاط است ... حواست رو جمع كن.
دست و پاگير ترين كلمه محدودیت است .... اجازه نده مانع پيشرفت بشود.
سخت ترين كلمه غیر ممکن است .... وجود ندارد.
مخرب ترين كلمه شتابزدگی است ... مواظب پلهاي پشت سرت باش.
تاريك ترين كلمه نادانی است ... آن را با نور علم روشن كن.
كشنده ترين كلمه اظطراب است ... ان را ناديده بگير.
صبور ترين كلمه انتظار است .... منتظرش بمان.
بي ارزش تري كلمه بخشش است ... سعي خود را بكن.
قشنگ ترين كلمه خوشرویی است ... راز زيبايي در آن نهفته است.
تميزترين كلمه پاکیزگی است ... اصلا سخت نگير.
رساترين كلمه وفاداری است .... سر عهدت بمان.
تنها ترين كلمه گوشه گیری است ... بدان كه جمع هميشه بهتر از فرد بودن است.
محرك ترين كلمه هدفمندی است ... زندگي بدون هدف؛ روي آن است.
و هدفمند ترين كلمه موفقیت است.... پس پيش به سوي آن
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 1:14  توسط مسلم
|
من با تو چه کردم؟
تو با دلم چه کردی؟
کاش انصاف بدهی!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 1:2  توسط مسلم
|
اردیبهشت برای همه سبز و خرم است
اردیبهشت ماست که اردی جهنم است
داره باورم میشه که اردی جهنم تمام شدنی نیست. شاید این جهنم همین زندگی باشد، اما
هرچه هست می دانم که اردی جهنم وجود دارد.....
کاش کسی بود....
کسی که مثل هیچ کس نبود....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 1:1  توسط مسلم
|
چند وقتی است که می خواهم فریاد بزنم.... می خواهم چیزی بگویم که همه بشنوند.... دوست دارم بداند و بفهمد که :
آن چیزی که می افتد، باید لگد مال هم شود!
دلم می خواهد این جمله را به او بگویم تا بشنود و بفهمد و بداند که دلم می خواهد زیر پایم لهش کنم... دلم می خواهد بداند که برایم مرده است.. برایم تمام شده است....
کاش کسی حرفهایم را به او می گفت!!!
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 0:59  توسط مسلم
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 0:18  توسط مسلم
|
سعي کن هميشه تنها باشي زيرا تنها به دنيا امده اي وتنها ازدنيا خواهي رفت بگذارعظمت عشق را درک کني زيرا انقدرعظيم است که تو وهستي تو را نابود مي کند ، بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود کسي باشد زيرا اگرعشق در ان منزل کند به ويرانه هايش هم رحم نخواهد کرد ، امااگر روزي امد که عاشق شدي تنها يک نفررا دوست
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 23:51  توسط مسلم
|